زخمی که سر باز کرد

روایت رنج‌های زندگی یکی از مجروحین جمعۀ خونین

فاجعۀ جمعۀ خونین زاهدان سیاه‌ترین روز در تاریخ مردم این شهر است. حافظۀ تاریخ، آن را برای نسل‌های آینده به‌خاطر خواهد سپرد. زمین خون‌های ریخته‌شده در صحن مصلا و آسمان ناله‌ها و ضجه‌هایی را که در این فضا طنین‌انداز شدند، هرگز فراموش نخواهند کرد و در روز قیامت که همه موجودات به سخن می‌آیند، آنها نیز گزارش این روز را خواهند داد. این اتفاق تا ابد لکۀ ننگی بر پیشانی کسانی خواهد بود که بی‌رحمانه نمازگزاران را به رگبار بستند.

🔹امروز پدر یکی از مجروحان جمعۀ خونین به موسسۀ خیریۀ محسنین مراجعه کرد و از زخم‌هایی که بعد از حادثه در زندگی‌اش سر باز کرده است، سخن گفت. خالی از لطف نیست که همین‌جا یاد کنم از زحمت‌های بی‌دریغ و مخلصانه‌ای که دست‌اندرکاران مؤسسۀ خیریۀ محسنین در تمام این مدت متحمل شده‌ و تلاش کرده‌اند در حد توان و اعتبارهایی که دارند نیازهای درمانی و غیردرمانی مجروحان و خانوادۀ شهدای حادثۀ تلخ جمعۀ خونین زاهدان را برآورده‌ کنند.
🔹طارق رخشانی جوانی 19 ساله است. او برای فراگیری علوم دینی و معارف اسلامی از زابل به زاهدان آمده بود و در مدرسۀ بدرالعلوم، یکی از مدارس دینی زاهدان درس می‌خواند. او پس از سال‌ها زحمت و تلاش موفق شده بود کل قرآن مجید را حفظ کند. از آنجایی‌که مدارس دینی بلوچستان مردمی هستند و هیچ بودجۀ دولتی ندارند، کل هزینه‌های این مدارس از کمک‌های مردمی تأمین می‌شود. روز حادثۀ 8 مهر نوبت جمع‌آوری کمک در مصلای بزرگ زاهدان برای مدرسه بدرالعلوم بود و حافظ طارق و دیگر طلاب این مدرسه برای جمع‌آوری کمک به این مصلا آمده بودند و مقابل خروجی‌های مصلا کارتخوان در دست داشتند تا نمازگزاران کمک‌های غیرنقدی خود را کارت بکشند. طارق بعد از نماز جمعه مقابل یکی از خروجی‌های مصلا در خیابان رازی که تقریباً 100 متر با کلانتری فاصله دارد، برای جمع‌آوری کمک ایستاده بود که ناگهان تیراندازی شروع ‌شد. او فکر می‌کرد که برای متفرق‌کردن معترضان تیر هوایی شلیک می‌کنند، غافل از اینکه چه فاجعه‌ای قرار است اتفاق بیفتد و خود او و دو همکلاسی‌اش قربانی آن می‌شوند. او کارتخوان به‌دست سر جایش می‌ایستد و درحالی‌که کمک‌های مردمی را جمع می‌کند تیر کوردلی او را نشانه می‌گیرد و از پشت به کمرش اصابت می‌کند و برای همیشه سرپا ایستادن را از او می‌گیرد. دو هم‌کلاسی‌ طارق هم شهید می‌شوند و برای همیشه دنیا را وداع می‌گویند!

🔹طارق نخاعش آسیب دیده است و نمی‌تواند بایستد و راه برود. بر بستر بیماری افتاده و فقط به دیوارهای اتاقی کوچک، نگاه می‌کند. او دیگر نمی‌تواند به مدرسه برود، علوم دینی را فرا بگیرد و یا به تفریح برود و از زندگی لذت ببرد. او  نمی‌تواند ازدواج کند و پدر شود! با تیر کوردلان او انگار به دوران کودکی برگشته است و مثل همان دوران به‌مراقبت ویژۀ پدر و مادر نیاز دارد!
🔹یکسال و 4 ماه است که این زخم طارق را زمین‌گیر کرده، نه تنها بهبود نیافته که سر باز کرده و دامنگیر همه اعضای خانواده شده است. پدر خانواده داروندارش را برداشت و دور از خانواده در شیراز درگیر کارهای درمان پسرش شد به امید اینکه روزی بهبود یابد. وقتی روند درمان طارق طولانی ‌شد، صادق و عمران دو برادر کوچک‌تر طارق برای اینکه کمک‌دست پدر باشند، مجبور شدند درس و مدرسه را رها کنند و برای کارگری به اصفهان بروند. هنوز چند روزی کار نکرده بودند که متأسفانه فرد از خدا بی‌خبری با ماشین آنها را زیر گرفت و فرار کرد. دو برادر به شدت مجروح و روانۀ بیمارستان شدند و حالا پای هر دو ‌شکسته و نیاز به پلاتین دارد. پدر رنج‌کشیده‌شان یک پایش در بیمارستان شیراز است و یک پایش در بیمارستان اصفهان! او همراه با فرزندانش نه تنها آوارۀ این شهر و آن شهر است که سه فرزند مجروح هم روی دستانش افتاده‌اند و خانواده هم در سیستانِ مصیبت‌زده چشم امید به بازگشت آنها دوخته‌اند.
🔹 پدر طارق طی این یکسال و اندی بارها به مراجع ذی‌ربط برای پیگیری پروندۀ پسرش مراجعه کرده است؛ اما جواب درست و حسابی نگرفته است. این پدر رنج‌کشیده می‌گوید: «دستم از آسمان و زمین کوتاه است و هیچ امیدی از دولت ندارم! مگر اینکه خداوند با رحمتش در خیری باز کند و کسی یا چیزی را وسیله کند و دستم را بگیرد!»
طارق رخشانی فقط یکی از چندصد مجروح حادثۀ جمعۀ خونین زاهدان است که پس از آن روز تلخ، روزگار سختی را می‌گذرانند و خیلی‌ها ازجمله مسئولین و اهالی رسانه‌ در داخل کشورِ هیچ خبری از اوضاع زندگی‌شان ندارند و انگار نمی‌خواهند هم داشته باشند.

🔹آیا کسانی که روزگار این مردم را سیاه و زندگی را به کام‌شان تلخ کردند، می‌توانند راحت زندگی کنند؟! آیا کسانی که نمی‌خواهند این مظلومان به حق و حقوقشان برسند و صدایشان را به گوش کسی برسانند، شب‌ها راحت سر بر بالین می‌گذارند؟ آیا آه این بندگانِ خدا یقۀ مقصران را نمی‌گیرد؟! خدا خودش می‌داند چگونه پاسخ این دردها را بدهد.

🌴مؤسسهٔ خیریهٔ محسنین زاهدان
زیر نظر دارالعلوم مکی


سایت: www.mohsenin-makki.com
اینستاگرام: https://instagram.com/mohsenin.makki
پیج دوم: https://instagram.com/mohseninmakki2
تلگرام: https://t.me/mohseninmakki

در نشر خوبی‌ها سهیم باشیم

678 بازدید

منتشر شده در تاریخ : ۱۴۰۲-۱۰-۳۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


تمامی حقوق طرح برای طراح محفوظ است. Copyright ©

طراحی شده توسط : عبدالماجد شه بخش